Sudan Archive

Open the original scan

جلد دوم بستان رسید به مبیع کمکار فرمان کنم به فرمان بجد در زمان برسد به فرمان نوشی بینی را صلح یاشد صادق بیوی به رو پوست جان پرسش از زبان برسد به فرمان نوشی بینی را صلح طهوری به زنان تم کرکو کم کردن در کودک کردن و گرم عقیده که عادل زبان پرسش دار حاکم آذر فرمانگذار تارشه می رسید برزیر کار یک این مکل فایده که خلافی نبوده فرمان بود تقاموس صیخان به فرمان زمان گذاره که گرفت نشیندان تاجدار به ولای علی فرمان بوبر ترینه که دادن برسی و فرمان براندن و فرمان کردن منوچتری به ارمان کند این فضل وحضوری در فرمان دو پرین زور در بندراش به مسئله فرقی سے جائیشاه لایقرای هر مکدای ماهر تفت خربی در میان دان به تمامی سه کریر چه خرابی که فرمان کنده پایه گوی از زمان کنم و باز فرمان انان دهند و پیشم دپی بست فرمان روا جاری کسی که فرمان او به جمیع افلامی یونی و کارو قبول کرده باشند جدر ابستگی قبول جایز است گویند حاجت اور روپ شده این کارها شروع جایز است گفت که در کرسی نیست در و یعنی رفتن ولفت نسبت که درنجا افتاده معنی فاعله میند برسی یعنی برود بربه جواز و قبول داد در زمان روپی می پذیرند و تشکر دو صایب سه فرصت به ترک بوده مک صرافات ما هر که فرمان برد فرمان هوا خواهر شدن قصرمودن حکم کن دوران و فرمان است بعدا جلال آوری سه تو همایی بدداد یه ودل مهمان خانه به اکراینخانه دیگرست فساد اندر آن خو جده دینی سه روی محلت خانم فرموده خارطمی را بر گبان بافیست ریگرس چرا می آمدی ؟ رفتم تشرف الدین علی بزودی و خطر خانه ده روز از شهر بیرون نفرموده به چنین گناه منو در گشت بد وحشی در شوری ناظر منظور سه تو داد این کار را خواند خوان به فروختش نمسورد و دیگر د فرموده فرمان روزایش دهمی زبایشی نزیاده چون جامه آورده و جے او فتوده رو فرموده وحدت به زند گرد جان دهد کار فرمانی کند. فقدره بدت را با آن کو حاشیت است به شوکت سه صحرای بین وادی پهورده هست به تشریف ابر بار تیسر بود و هفت ما جو اسے فرموده نیرنگ به زو پشمینه توبه یاران ایک پسری پر سینی سے بخجم فر پرزمن میزه آید به هنوز زد نفس بی خبری آپ فسرمو دگی شند بر حسن دیوی سے جالی ہے بدل بودی پیشی مثل نه خال اصلی پس به عجب چشم بی فرمودیک به تو با خورا فرموده گفتی یک میدنم به که دل داشتی مونی چون خوب سلام کردی فرانک فرهنگ و فرزگان یعنی بادمان واقع سه دریم ندل نامه امیر ترخان بالستقر کا گل مال پر باد صفت ایوان می برنگ قاطع بزم استفاده مشهور به سلامتی در می گوید در حسین سنگ از هر رنگ نقاشی فروش بگته به فرنگ نشوه و فرنگی جلوه و فرنگی هست است صاحب سه فرنگی کشتی کرده ی ایلان مبارز به آن که جید کی آورده نجانت رسانند.

Text produced by OCR — report an error