Sudan Archive

Open the original scan

ای درویش! تو بندهٔ خدائی و او صاحب و خالق تو و تو مملوک اوی. بر او واجب است که مالکش بر تو بخشش کند و پرورده اش در خور تو نعمت فرستد و او را با تو رحمت باید و تو را با او صحبت باید تا از او فیض یابی و او بر تو رحمت کند چون بندهٔ خود تو را بآستان کرم خویش بخواند و در گه نعمت خود پذیرد، باید تو بندهٔ لایق باشی تا باو رحمت و صحبت هر دو سزاوار باشد و بندهٔ لایق کسی باشد که دل او با حق موافق باشد و با خلق او در تواضع و محبت باشد چنانچه دل او با حق موافق باشد آن را از دو معنی خالی نتوان داشت اول با او شایق باشد دوم با او صادق باشد و این شرح آن است که شایق آن باشد که دل بنده پر آتش و پر شور و عشق او باشد و مشتاق وصل او باشد چنانچه دل به غیر او هرگز ننگرد و از غیر او هرگز نشنود و از غیر او هرگز سخن نگوید و از غیر او هرگز نپذیرد و از غیر او هرگز نجوید و با غیر او هرگز نروید در میانهٔ راه و دویم آن که او را در خود صادق باشد که با او وفا کند چنانچه هر چه بگوید بر وفق فرمان او کند و آنچه بفر ماید از آن نگردد و آنچه نپسندد از آن گریز ید و آنچه بپسندد آن را طلب کند و آنچه بفرماید همه را بکند و از گفتار و کردار او هرگز تخلف نکند و آنچه اندر دل خویش با او عهد کند هرگز در آن عهد نلغزد و بعهد خویش وفا کند و هرگز از گفتار و کردار او نگردد و این شرح آن است که با خلق موافق باشد که خلق را از پنج معنی خالی نتوان داشت اول آنکه بآنها درود فرس تند و پروردگار خود از بهر آنها بپرستد و دویم آنکه از آنها دایم بپرهیزد و از مال و از جان و از آبرو و از عرض و از هر چه بآنان تعلق دارد بپرهیزد و سیم آنکه بآنها خدمت کند و از مال و از جان و از هر چه به آنها تعلق دارد خدمت کند و از خدمت آنها هیچ کوتاهی نکند و چهارم آنکه بآنها در شفقت باشد چنانچه از شفقت بر آنها هیچ کوتاهی نکند و پنجم آنکه بآنها در مروت باشد چنانچه از مروت بر آنها هیچ کوتاهی نکند و بنده هرگز از این پنج معنی خالی نباشد و اگر از آن خالی باشد بندهٔ ناقص بود و از رحمت حق مهجور باشد و از صحبت او محروم و از وصول او محجوب و حق بنده را چون او را بخانهٔ خویش بخواند و در درگاه خویش بر خواند باید او را از دو معنی خالی نتوان داشت اول آنکه او را مالک باشد و دویم آنکه او را ناصر باشد و شرح آن است که مالک آن باشد که او را بهر حال در ملک و تصرف خویش دارد و بندهٔ خویش را بکس نسپارد و نیز نگذارد که از آن در ملک دیگری رود و دوم ناصر آن باشد که او بندهٔ خود را از هر آسیب و از هر بلا و از هر آفت و از هر محنت نگاه دارد و او را یاری کند و بر همهٔ آنها غالب آید و بندهٔ خود را از آن آسیبها نگه دارد و شرح آن که حق بنده را بکس نسپارد آن است که چون بندهٔ خود را بکس نسپارد از همهٔ آنها او را نگه دارد تا در آن آسیبها نشود و بندهٔ خود را تنها نگذارد و بنده را با غیر او رها نکند چنانچه او تنها باشد و غیر او را با او باشد و شرح آن که حق بنده را در صحبت خویش دارد آن است که در هر حال با او باشد و از او هیچ پوشیده ندارد و همهٔ حاجات و مهمات بنده را او برآورده کند و همهٔ بلا و آفت و آسیب و محنت و هر چه بر او رسد او آن را از او دور کند و همهٔ کرم خویش را بر او بکند و همهٔ فضل و نعمت خویش را بر او بگذارد و بنده را هیچ مهجور نگذارد و از فضل و نعمت خویش مهجور نگذارد اللهم صل علی محمد و آل محمد نمونه شماره (٦٩) ٣٧١

Text produced by OCR — report an error